تبليغاتX
نماز نیاز به درگاه بی نیاز

در مراسم هفتگى اجتماعى مسلمين،«نماز جمعه‏»جايگاه والايى‏دارد و نه تنها يك عبادت، بلكه مظهر وحدت مسلمين و شكوه و عظمت‏اسلام است و آگاهى پيروان قرآن را بالا مى‏برد و«نماز عبادى، سياسى‏»محسوب مى‏گردد.

قرآن كريم،در باره نماز جمعه،مى‏فرمايد:

«يا ايها الذين آمنوا اذا نودى للصلوة من يوم الجمعة فاسعوا الى‏ذكر الله و دزوا البيع‏» (1) اى ايمان آوردگان!وقتى به نماز روز جمعه ندا داده مى‏شود،به سوى‏ياد خدا بشتابيد و داد و ستد را رها كنيد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387ساعت 22:22  توسط Zahra & Alireza  | 



 
میلاد مبارک
 
 
 
میلاد با سعادت امیرالمومنین علی (علیه السلام) بر مسلمانان مبارک باد.
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387ساعت 14:45  توسط Zahra & Alireza  | 



آنچه بر اهمیت و فضیلت اعتکاف میافزاید دو نکته است که یکی مهم و دیگری مهمتر است ؛ نکته مهم آن است که اعتکاف همچون نماز نیست تا بتوان آن را در هر مکانی بجا آورد. در مورد نماز، بر پایۀ «جُعلت لی الأرض مسجداً و طهوراً»(وسائل الشیعه،ج2،ص422،ح2)   می توان آن را در هر مکانی انجام داد ؛ حال آنکه اعتکاف چنین نیست. اعتکاف باید در مسجد و خانه خدا باشد. آن هم نه در هر مسجدی ، بلکه مسجد اعظم ، یا به تعبیری دیگر مسجد جامع و یا مسجد الحرام و مسجد النبیّ(ص) یا مسجدی که معصوم (ع) در آن نماز جمعه یا جماعت اقامه کرده باشد؛ یا امامی عادل هر چند غیر معصوم (ع) در آن نماز جمعه یا جماعت برپا کرده باشد.

پس اعتکاف باید در مسجدی باشد که مصلای تودۀ مسلمانان است ؛ یعنی مسجد جامه و اعظم، و مسجدی که در شهر ، جزو بزرگترین مسجدهاست و جماعتهای رسمی در آن اقامه می شود. بنابراین ، مسجد بودن خود مزیت است و اقامۀ نماز جمعه یا جماعت در آن مزیتی دیگر. انعقاد اعتکاف در مسجدی متروک و مهجور صحیح نیست. عده ای که اعتکاف را به خصوص در مسجد الحرام و مسجد النبیّ(ص) یا مساجد چهار گانه اختصاص داده اند ، باید سخن آنان را بر افضیلت حمل کرد و نه تعیّن.

نکته مهمتر آن است که «روزه» که خود از ارکان مهم دین و از مبانی مهم و اصیل اسلام ، که «بُنی الاسلام علی خمسٍ : علی الصلاة و الزکاة و الصوم والحجّ والولایة»1 (اسلام بز پنج پایه استوار است : زکات،نماز،روزه،حج،ولایت)(کافی،ج2،ص18).

عبادتی که بدین پایه از اهمیت است ، شرط اعتکاف قرار گرفته است ، ارزش اعتکاف به حدی است ، که یکی از برجسته ترین ارکان دین ، شرط آن قرار می گیرد! همانگونه که نماز بدون طهارت تحقق نمی یابد ؛ که : «لاصلاة إلاّ بطهور»( وسائل الشیعه،ج7،ص319،ح2) اعتکاف هم بدون روزه صحیح نیست ؛ که : «لا اعتکاف إلاّ بصومٍ» (کافی،ج4،ص176).

واین سخنان از ائمه اطهار (ع) است.

 

حکمت عبادات

آیة الله جوادی آملی

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 13:7  توسط Zahra & Alireza  | 



در فضیلت اعتکاف همین بس که معادل طواف خانه خدا قرار گرفته وعِدل و قسیم و همتای رکوع و سجود به شمار آمده است.

دو تن از پیامبران بزرگ الهی مامور شدند تا کعبه و حریم آن را از لوث وجود «وثنیّت» و « ثنویّت» تطهیر کنند تا عبادت کنندگان در مطاف و در کنار قبله و حرم ذات اقدس اله به طواف و اعتکاف و رکوع و سجود بپردازند.

ذات اقدس اله در این زمینه می فرمائید: ﴿وَإِذْ جَعَلْنَا الْبَيْتَ مَثَابَةً لِّلنَّاسِ وَأَمْنًا وَاتَّخِذُواْ مِن مَّقَامِ إِبْرَاهِيمَ مُصَلًّى وَعَهِدْنَا إِلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ أَن طَهِّرَا بَيْتِيَ لِلطَّائِفِينَ وَالْعَاكِفِينَ وَالرُّكَّعِ السُّجُودِ﴾ (سوره بقره, آیه  125)

چون خانه كعبه را براى مردم محل اجتماع و جاى امنى قرار داديم [و فرموديم] در مقام ابراهيم نمازگاهى براى خود اختيار كنيد و به ابراهيم و اسماعيل فرمان داديم كه خانه مرا براى طواف‏كنندگان و معتكفان و ركوع و سجودكنندگان پاكيزه كنيد.

از این که اعتکاف در کنار طواف و عِدل رکوع و سجود قرار گرفته معلوم می شود که از بارزترین مصادیق بندگی در پیشگاه ذات اقدس اله است.

 

حکمت عبادات

آیة الله جوادی آملی

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم تیر 1387ساعت 22:57  توسط Zahra & Alireza  | 



ابن خلكان در تاريخ خود در شرح حال ابن سينا بزرگ حكيم و دانشمند معروف مى نويسد:


و كان اذا اشكلت عليه مسالة توضا و قصد المسجد الجامع و دعا الله عز و جل ان يسهلها و يفتح مغلقها له


چون ابوعلى سينا مسئله مشكلى براى او پيش مى آمد، برمى خواست وضو مى ساخت و قصد مسجد جامع شهر را مى كرد و نماز مى گزارد و خدا را مى خواند كه آن مشكل را بر وى آسان كند و آن مسئله پوشيده را برويش ‍ بگشايد.


چنانكه خود بدين نكته اشارت كرده است .


هرگاه در مساءله اى متحير مى ماندم ، به مسجد مى رفتم و نماز مى خواندم و به مبداء كل و آفريدگار جهان مى ناليدم ، باشد كه مشكل مرا به من بگشايد و آن سختى را بر من آسان نمايد.


حال خود شما قضاوت كنيد، هنوز ديپلم نگرفته مى گويد نماز چيست ؟؟! و خودش هم مى خواهد راه ابن سينا را برود.


اى عزيزان اى نوجوانان اى جوان به خود آئيم و در احوال خود انديشه نمائيم جائيكه ابن سينا با آن عظمت علمى اش ، مشكلات خود را با نماز حل مى كرد.


و همچنين او هميشه با مسجد، دعا و نيايش ماءنوس بود، آيا شايسته نيست ما براى سعادت در دنيا و آخرت و براى پيشرفت و موفقيت در كارها و تحصيلمان به نماز روى آوريم و با عبادت و مناجات انس بگيريم ، برادران اگر مى خواهيد و مى دانم كه حتما هم مى خواهيد از حالا شروع كنيد..فرصت را از دست ندهيد.از حالات لذت معنوى نماز را درك كنيد.

برگرفته شده از کتاب:

داستان ها و حکایت های مسجد

مؤ لف: غلامرضا نيشابورى

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386ساعت 18:9  توسط Zahra & Alireza  | 



رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
هر گاه بنده اى شب هنگام از خواب برخيزد و در حالى كه هنوز (آثار) سنگينى خواب در چشمان او باقى است ، براى خشنودى خداوند نماز شب بخواند، پروردگار متعال به ملائكه اش مباهات مى كند و مى فرمايد: آيا نمى بينيد بنده مرا كه در نيمه شب از بستر خواب برخاست و به خاطر خواندن نمازى كه بر او واجب نكرده ام ، خواب شيرين را رها كرد؟ پس ‍ شاهد باشيد كه او را آمرزيده ام .
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386ساعت 15:52  توسط Zahra & Alireza  | 



از امام صادق روایت شده است که فرمود: کسی که در هر رکعت از نمازهای مستحبی سوره انا انزلنا و آیه الکرسی را بخواند خداوند درب با فضیلت ترین اعمال انسانها را بر روی او گشوده است.
+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم اردیبهشت 1386ساعت 19:16  توسط Zahra & Alireza  | 



   با نماز زندگی زیباست.
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم دی 1385ساعت 20:41  توسط Zahra & Alireza  | 



در سوره معارج مى خوانيم : ((اذا مسّه الشّر جزوعا و اذا مسّه الخير مَنوعا الاّ المصلّين الّذينهم على صلواتهم دائمون ))

انسان در برابر تلخى ها و شرور بى صبر است و در برابر لذّت ها و خوبى ها تنگ نظر و بخيل ، مگر نمازگزارانى كه نسبت به انجام آن هميشه مراقبند.

آرى ارتباط دائمى با قدرت بى نهايت ، به انسان قدرت مى دهد، روحيّه توكّل را بالا برده و انسان را موجودى شكست ناپذير مى سازد.

ناگفته پيداست كه اين آثار براى نماز پيوسته و همراه با توجّه است ، نه نمازهاى غافلانه و موسمى .
+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم آبان 1385ساعت 18:16  توسط Zahra & Alireza  | 



اوّلين كلمه واجب در نماز ((الله اكبر)) است و كسى كه خداوند نزدش بزرگ شد، همه چيز را كوچك خواهد ديد.

كسانى كه سوار هواپيما مى شوند، همين طور كه بالا مى روند خانه هاى بزرگ ومحلّه ها و شهرها نزد آنان كوچك مى شود و هر چه پرواز بالاتر باشد، زمين كوچك تر جلوه خواهد كرد.
كسى هم كه خداوند نزد او بزرگ شود، ديگر طاغوت ها و قدرت ها و مال و مقام ها نزد او ارزش نخواهد داشت .

حضرت امير عليه السّلام در بيان صفات متّقين مى فرمايد:
((عظم الخالق فى اعينهم فصغر مادون ذلك فى انفسهم ))
چون خداوند در چشم مؤ منين بزرگ شد، غير او هر چه و هركس باشد كوچك جلوه خواهد كرد. اگر دنيا نزد ما كم ارزش شد وابستگى ما به آن كم مى شود و قهرا براى مال و مقام آن اين همه جنايت و خلاف مرتكب نمى شويم .

از سخنان امام خمينى قدّس سرّه اين بود كه ((آمريكا هيچ غلطى نمى تواند بكند.)) اين يك تهديد تو خالى و شعار نيست ، كسى كه يك عمر باور داشته كه خدا بزرگ است ، آمريكا نزدش كوچك جلوه مى كند و هر حادثه اى پيش او ساده است .
حضرت زينب كبرى عليها السّلام عصر عاشورا گفت : ((ربّنا تقبّل منّا هذا القليل )) خداوندا! اين اندك را از ما بپذير.

حادثه كربلا و شهادت امام حسين عليه السّلام بسيار بزرگ بود، ولى كسى كه خدا را بزرگ ببيند آن حادثه را هم كوچك مى بيند.و در پاسخ حاكم ستمگر بنى اميّه كه پرسيد در كربلا چه ديديد؟ فرمود: ((ما راءيت الاّ جميلا)) من جز زيبائى چيزى نديدم .

آرى در ديد عارفان ، تمام كارهاى خداوند حكيمانه وزيباست .
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم مهر 1385ساعت 19:8  توسط Zahra & Alireza  | 



با همه اهميّتى كه نماز در نزد خداوند و اوليا دارد، امّا برخورد مردم با آن متفاوت است :

الف : عدّه اى ايمان ندارند ونماز نمى خوانند: ((فلا صدّق و لاصلّى ))

ب : عدّه اى مانع نماز ديگران مى شوند: ((ارايت الذى ينهى عبدا اذا صلّى ))

ج : عدّه اى نماز را مسخره مى كنند: ((و اذا ناديتم الى الصلوة اتخذوها هزوا))

د: عدّه اى بى نشاط نماز مى خوانند: ((واذا قاموا الى الصلوة قاموا كُسالى ))

ه‍ : عدّه اى گاهى مى خوانند و گاهى نمى خوانند: ((فويل للمصلّين الّذينهم عن صلوتهم ساهون ))

و: عدّه اى به خاطر رسيدن به دنيا، از نماز كم مى گذارند: ((و اذا راءوا تجارة او لهوا انفضّوا اليها و تركوك قائما)) هرگاه لهو و تجارتى ديدند به سوى آن روانه شده و تو را در حالى كه به خواندن خطبه نماز ايستاده اى وامى گذارند.

اين آيه اشاره به ماجرائى است كه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله مشغول خواندن خطبه هاى نماز جمعه بود كه كاروانى تازه وارد، براى فروش اجناس خود شروع به طبل زدن كردند. مردم از پاى سخن پيامبر بلند شده و به سراغ تجارت و معامله رفتند و حضرت را تنها گذاشتند.
trevo03trevo03trevo03
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم مهر 1385ساعت 13:53  توسط Zahra & Alireza  | 



امام علی (ع ) :

ان العبد اذا سجد نادی ابليس :يا ويله اطاع و عصيت و سجد و ابيت

وقتی که بنده ای  سجده کرد، ابليس فريادمي زند وای بر من ! او اطاعت کرد،

ولی  من معصيت کردم ، او سجده کرد و من از اين عمل سرباز زدم .

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم مهر 1385ساعت 22:8  توسط Zahra & Alireza  | 



نيّت  
اولين ركن نماز نيّت است .
نيّت ، يعنى آنكه بدانيم چه مى كنيم و چه مى گوييم و براى كه و چه حركت مى نمائيم .
ارزشِ هر كارى به نيّت و انگيزه آنست ، نه فقط صِرف عمل . لذا حساب كسى كه بخاطر حفظ نظم و احترام به قانون ، پشت چراغ قرمز مى ايستد از حساب كسى كه از ترس پليس يا جريمه مى ايستد جداست . در همه عبادات و خصوصاً نماز، نيّت جايگاه ويژه اى دارد و اصولاً چيزى كه يك كار را عبادت مى كند، نيّتِ الهى آن كار است كه اگر آن نيّت نباشد، هرچه هم ظاهر كار خوب و صحيح باشد، امّا ارزش عبادت ندارد. پيامبر گرامى اسلام در اين باره مى فرمايند:
((اِنَّمَا الاَْعْمالُ بِالنّيّات ))
كارها به واسطه انگيزه ها ارزش پيدا مى كند وبا آنها سنجيده مى شود.
آرى ، فرق مادى يا معنوى بودن يك كار، در تفاوت نيّت ها و هدف هاست.

 

    barflo04           

 

نيّت خالص  
نيّت خالص آن است كه انسان فقط براى خدا كار كند و در عمق جانش هدفى جز او و رضاى او نداشته و از مردم انتظار تشكر يا پاداش نداشته باشد.
نانى كه اهل بيت رسول خدا عليهم السلام در چند شب پى درپى هنگام افطار به يتيم و اسير و فقير دادند، ارزش مادّىِ زيادى نداشت ، اما چون خالصانه بود خداوند بخاطر آن يك سوره نازل كرد.
و عطّار نيشابورى در مورد آن مى گويد:

 

    گذشته زين جهان وصف سنانش

                                                             گذشته زآن جهان وصف سِه نانش

 

در تاريخ مى خوانيم كه كسى در جبهه كشته شد و همه گفتند: او شهيد است ، اما حضرت فرمودند: او ((قَتيل الحِمار)) است ، يعنى كشته راه الاغ ! مردم تعجّب كردند، اما حضرت فرمود: هدف او از آمدن به جبهه ، خدا نبود، بلكه چون ديد دشمن سوار بر الاغ خوبى است ، با خود گفت : او را مى كشم و الاغش را به غنيمت مى برم ، اما موفق نشد و آن كافر اين مسلمان را كشت ، پس او((قَتيل الحِمار))است .
خالص كردن نيت ، كارى بس دقيق و مشكل است . گاهى افكار غيرخدائى چنان در عمق جان انسان رسوخ مى كند كه خود انسان هم متوجّه نيست ، و لذا در روايت آمده است : ريا و شرك از حركت مورچه سياه در شب تاريك بر سنگ سياه ، آرام تر و دقيق تر است .چه بسيار افرادى كه به خيال خود قصد قربت دارند، اما هنگام فراز و نشيب ها معلوم مى شود كه قصد آنها صددرصد خالص ‍ نيست .
به قول علاّمه شهيد مطهرى ، نيّت يعنى خودآگاهى ، و ارزش عبادت به معرفت و آگاهى است . در روايات مى خوانيم :
((نِيَّةُ الْمُؤْمِنِ خَيْرٌ مِنْ عَمَلِه))
نيّت مؤ من از عمل او بهتر است .
همانگونه كه در مقايسه جسم و روح ، روح مهم تر از جسم است و انسانيتِ انسان به روح اوست ، در مقايسه عمل و نيّت ، نيّت مهم تر از خود عمل است ، چرا كه روحِ عمل است .
نيّت به قدرى ارزش دارد كه اگر انسان نتواند كار خيرى را انجام دهد، امّا نيّت آنرا داشته باشد كه انجام دهد، خداوند پاداش آنرا به او مى دهد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم مهر 1385ساعت 22:22  توسط Zahra & Alireza  | 



نماز جماعت با پيامبر صلّى اللّه عليه و آله برپا شده و يكى از مسلمانان مدينه نيز در آن شركت كرده بود كه در عين نماز خواندن گناه نيز مى كرد. اين مطلب را به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله خبر دادند. آن حضرت فرمود: ((انّ صلوته تنهاه يوما)) يعنى قطعا نماز باعث مى شود كه او روزى سرانجام از كارهاى ناشايست خود دست بردارد.
 
 

           

          

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1385ساعت 22:34  توسط Zahra & Alireza  | 



همه دين در نماز خلاصه شده است و در حقيقت نماز تجلى واقعى دين است و به همين جهت گفته شد كه هر كس اهل نماز نباشد اهل ديندارى نيست و ديندار كسى است كه قائم به نماز باشد. و شايدبه همين خاطر بود كه پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله وسلم) ملاك و معيار بين ايمان و كفر را در نماز دانستهاند. و فرمودند كسى كه نماز را ترك كند دين خود را ويران و نابود ساخت. الصلاة عماد الدين فمن تركها فقد هدم الدّين. «نماز پايه دين است پس كسى كه نماز را ترك كند بتحقيق دين را نابود نمود».

 

و يا اينكه فرمودند: من ترك الصلاة متعمّداً فقد كفر. «هركس نماز را عمداً ترك كرد كافر است».

اگر دين را به منزله خيمهاى فرض كنيم كه حافظ سعادت انسان باشد و آدمى براى وصول به سعادت خويش به آن خيمه پناه برده باشد نماز پايه و ستون آن خيمه خواهد بود و اگر ستون نباشد قطعاً خيمه استوار نخواهد بود. پس تا ستون نماز نباشد خيمه دينى در كار نخواهد بود و اين بهترين تشبيهى است كه در فرمايشات رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) آمده است. و نماز علامت اصلى و نشانه واقعى دين است و اگر نماز نباشد هيچ وجه امتيازى براى شناخت دين حق از باطل نخواهد بود. چنانچه امير بيان على(عليه السلام)فرمودند:واقام الصلاة فانّها الملةُ. «برپا داشتن نماز نشانه اصلى دين است».

 

و همچنين در روايات مشاهده مىشود كه نماز را به چهره اصلى دين تشبيه كرده اند. و اگر هر پديدهاى با چهره اش شناخته شده است، چهره دين با نماز شكل گرفته و آن را بايد با نماز شناخت.

پس اگر كسى نمازش را ترك نمايد و يا از آن فاصله بگيرد دين مشخصى ندارد. چون دين او بدون چهره واقعى است. و اين است كلام گوهر بار رسول گرامى اسلام(صلى الله عليه وآله وسلم) كه: الصلاةُ وجهُ دينكم. «نماز سيما و چهره دين شماست».

 

اين تشبيه و تعبير نه تنها از بيانات بزرگان دين بكار رفته بلكه تلقى و برداشت عرفى مردم و امت پيامبران

هم اين چنين بوده است. و اين نكتهاى است كه از توجه و دقت در آيات قرآن بدست مىآيد بعنوان نمونه وقتى قرآن كريم داستان و قصه شعيب پيامبر(عليه السلام) را نقل مىكند در احتجاج اين پيامبر الهى با قوم خودش چنين مىفرمايد: «و بسوى قوم مَدْيَن برادرشان شعيب را براى هدايتشان فرستاديم شعيب خطاب به قومش فرمود: اى قوم من، خدا را بپرستيد و خدايى جز او براى شما نيست و پيمانه و ترازو را كم نكنيد بدرستى كه من خير و صلاح شما را مىخواهم و از عذاب روزى كه بر شما احاطه كند مىترسم. با مردم به عدالت برخورد نمائيد و اشياى مردم را كم ارزش نكنيد و در زمين به فساد مشغول نشويد. مردم در پاسخ به نصايح حضرت شعيب(عليه السلام) گفتند: اى شعيب آيا نماز تو به تو دستور مىدهد كه ما از عبادت بتها دست برداريم آنچه را كه پدرانما انجام مىدادند. قالوا ياشعيب اصلاتك تامرك أننترك مايعبد آباؤنا.

مقصود از اينكه آيا نماز تو به تو امر مىكند اين است كه آيا دين تو به تو دستور مىدهد كه مراد از نماز همان دين است. پس نماز مساوى با دين است و دين مساوى با نماز.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم شهریور 1385ساعت 22:37  توسط Zahra & Alireza  | 



                               
امام مهدی(عج)
 
  
 
میلاد زیباترین گل هستی, مهدی فاطمه مبارک باد.
 
+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم شهریور 1385ساعت 21:6  توسط Zahra & Alireza  | 



مرحوم كلينى و شيخ طوسى و طبرسى از ((زهرى )) نقل كرده اند كه گفت : مدّتهاى مديد در طلب حضرت مهدى عليه السّلام بودم و در اين راه اموال فراوانى (در راه خدا) خرج كردم اما به هدف نرسيدم تا اينكه به خدمت محمّد بن عثمان رسيدم و مدتى در خدمت او بودم تا روزى از او به التماس خواستم كه مرا به خدمت امام زمان عليه السّلام ببرد. محمّد بن عثمان پاسخ منفى داد، ولى در مقابل تضرع بسيار من ، سرانجام لطف كرد و فرمود: ((فردا اول وقت بيا.))
فرداى آن روز، اول وقت به خدمت محمّد بن عثمان رفتم ، ديدم جوانى خوش سيما و خوشبو همراه اوست و به من اشاره كرد كه اين است آن كس ‍ كه در طلبش هستى . به خدمت امام زمان عليه السّلام رفتم و آنچه سؤ ال داشتم ، مطرح كردم . ايشان جواب مرا فرمود تا به خانه اى رسيديم و داخل خانه شد و ديگر حضرتش را نديدم . در اين ملاقات ، ايشان دوبار به من فرمود:
((از رحمت خدا بدور است كسى كه نماز صبح را چندان به تاءخير بيندازد تا ستاره ها ديده نشوند و نماز مغرب را بقدرى به تاءخير بيندازد تا ستاره ها نمايان شوند.))

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم شهریور 1385ساعت 18:48  توسط Zahra & Alireza  | 



    

 

عبدالله بن عباس ، راجع به نماز شب پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله چنين اظهار مى دارد:
...
شب كه به نيمه مى رسيد - يا كمى قبل و بعد از آن - رسول اكرم صلى الله
عليه و آله ، بيدار مى شد. آثار خواب را از چهره مبارك مى زدود. ده آيه آخر سوره آل عمران را قرائت مى فرمود. سپس نزد مشك آب آويخته مى رفت . از آن وضو مى ساخت . وضوى نيكويى مى گرفت . آنگاه به نماز مى ايستاد. شش عدد نماز دوركعتى به جاى مى آورد. بعد از آن ، نماز وتر مى گزارد و به دنبال نماز وتر به رختخواب مى رفت تا اينكه اذان گو، حاضر مى گرديد. در اين هنگام از جا برمى خاست . دو ركعت نماز سبك بجاى مى آورد. و پس از آن بيرون مى آمد و نماز صبح را مى گزارد

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم شهریور 1385ساعت 18:44  توسط Zahra & Alireza  | 



پيامبر صلى الله عليه و آله در حالى كه تبسمى داشتند، به آسمان نگاه مى كردند. شخصى علت را سؤ ال كرد. حضرت فرمودند: به آسمان نگاه كردم ، ديدم دو فرشته به زمين آمدند تا پاداش عبادت شبانه روزى بنده با ايمانى را كه هر روز در محل نماز خود، به عبادت و نماز مشغول مى شدند، بنويسند. اما او را در محل نماز خود نيافتند، بلكه در بستر بيمارى يافتند . آنها به سوى آسمان بالا رفتند و به خداوند عرضه داشتند: ما طبق معمول براى نوشتن پاداش عبادت آن بنده باايمان ، به محل نماز او رفتيم ، ولى او را در محل نمازش نيافتيم ، بلكه او در بستر بيمارى آرميده بود.
خداوند به آن
فرشتگان فرمود: تا او در بستر بيمارى است ، همان پاداش را كه هر روز براى او هنگامى كه در محل نماز و عبادتش بود، مى نوشتيد، بنويسيد، و بر من است كه پاداش اعمال نيك او را تا آن هنگام كه در بستر بيمارى است ، برايش بنويسم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم شهریور 1385ساعت 18:36  توسط Zahra & Alireza  | 



پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله بلند كردن صدا را به ذكر و دعا، كه غالبا شيوه مردم متظاهر و رياكار است ، خوش نمى داشت . در يكى از سفرها، يارانش هرگاه كه مشرف به دره مى شدند، صدا با تكبير و تهليل بلند مى كردند، فرمود: آرام بگيريد، كسى كه او را مى خوانيد نه گوشش كر است و نه جاى دورى رفته است . او همه جا با شماست و شنوا و نزديك است..

 

 

  flor088.gif (7306 bytes)                                                           

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم شهریور 1385ساعت 18:32  توسط Zahra & Alireza  | 



Copyright © 2007 - Designed By PayamSalamiPargoo